|
خداجون یه دنیا دلم گرفته! خیلی دلم پره ...
آخه چی میشد این اختلاف لعنتی بین ما نبود تا ما هم بتونیم مثل همه عاشقا به هم برسیم...
چی میشد حداقل یه خرده یه هم نزدیکتر بودیم تا تموم لحظه های دلتنگی، در حسرت دیدن نگاهش نباشم...
چی میشد می تونستیم تا ابد کنار هم باشیم..........
بعد از 18ماه انتظار، تونستم برای 7ساعت هم که شده باهاش باشم و حالا که 10 روز از اون زمان میگذره ، خیلی احساس دلتنگی میکنم. انگار 10 ساله که ندیدمش...
اینقدر دلم براش تنگ شده که الان دلم میخواد با تمام وجود فریاد بزنم و گریه کنم که چرا باید این همه ازش دور باشم.
این روزها هم اینقدر سرش شلوغه که الان 1هفته است که حتی نمی تونم صداش رو بشنوم تا یه ذره آروم بشم...
اصلا فکرش رو هم نمی کردم که با دیدنش به این حال و روز بیفتم! از همون لحظه ای که ازش جدا شدم، دلم برای صورت ماهش تنگ شده، برای خنده هاش، برای نگاهاش،برای برق چشماش...
خیلی داغونم ، دلم داره می ترکه، خداااااااااااااااااااااااااااا........
|